تقویم 89 و اوقات شرعی مراکز استانها
تقویم کامل سال 89 بهمراه مناسبتها واوقات شرعی را درسایت زیر مشاهده کنید.فرمت این فایلها pdf است
[http://calendar.ut.ac.ir/Fa/]
برچسب ها: تقویم 89 و اوقات شرعی مراکز استانها، نجوم،
تقویم 89 و اوقات شرعی مراکز استانها
تقویم کامل سال 89 بهمراه مناسبتها واوقات شرعی را درسایت زیر مشاهده کنید.فرمت این فایلها pdf است
[http://calendar.ut.ac.ir/Fa/]
پیوست
قرآن و علوم مختلف:
اعجاز و شگفتیهای ریاضی در قرآن
--------------------------------------------
سایت زیر مربوط به عدد 19 و قرآن است.
http://www.efarsi.org/Beyond.htm
سایت پایین ترجمه ی قرآن به فارسی و انگلیسی می باشد. همراه با دلایلی برای اثبات الهی بودن قرآن.
http://www.submission.org/efarsi/quran/
نظرات علمی قرآن در مورد باد و باران و دریا:
گردش
باد (جاثیه5) و(فرقان48)،وزن داشتن ابر یا هوا(اعراف57) و(رعد12)،مراحل
متوالی بادهای مهاجر (ذاریات4-1)، بادها به عنوان مقدمه ی ابر و باران
(نمل63)، پیدایش ابر(روم48)، بادها عامل تلقیح ابرها (حجر22)، پدیده ی
تقطیر در ابرها(نبأ14)، جزئیات تشكیل ابر و بارش باران (روم48) و (نور43)،
پیدایش دریا (مؤمنون18)، دریای شور وشیرین(فاطر12)، دریا گهواره ی زندگی
(نور45) و.. .
نظرات علمی قرآن درمورد جهان جنین:
آفرینش جنین ازعناصرخاك(مؤمنون12)،(روم20)و(حج5)،تبدیل موادخاكی به نطفه ورشد تدریجی جنین (مؤمنون14-12)،اشاره به بافتهای كامل و ناقص در جنین (حج5)، تخمك وسلول تخم(انسان2)، تشكیل توده ی سلولی(قیامت38)، وجود پرده های سه گانه ی آمینوس،كوریون و آلانتوئید و یا پرده ی شكمی،پرده ی رحمی و پرده ی آلانتوكوریون در اطراف جنین(زمر6)، آب در ساختمان جنین(فرقان54)، دوران شیرخوارگی (بقره233)، نقش مرد در تعیین جنس جنین (نجم46-45)، (قیامت39-37) و(بقره233)، به كار افتادن حس شنوایی قبل از بینایی (نحل78)، و.. .
نظرات علمی قرآن در مورد بهداشت ودانش پزشكی و حشره شناسی:
توجه
به خوردن میوه و مواد غذایی پروتئین دار(واقعه21-20)(طور22) اعجاز اثر
انگشت(قیامت4) تسهیل درد زایمان(مریم25) شدت احساس درد توسط پوست(نساء56)
درمان موضعی برخی از بیماریهای پوستی در سرما (ص42)اندوه ورابطه ی آن با
كوری(یوسف84)اشاره به زخمهای ناشی از عدم تحرك(كهف18) تأثیر روانی رنگ
سبز(رحمن76)(انسان21)(كهف31) بیماری پیری زودرس دركودكان (مزمل17) عدم
شناخت روح ازنظر علمی (اسراء85) وضو وپاكیزگی قسمتهایی از بدن كه
بامیكروبها در تماس است(مائده6) پرهیزازپرخوری (اعراف31) پرهیز از خوردن
خون،مردار و گوشت خوك(بقره173) پاكیزگی پوشاك (مدثر4) غیر بهداشتی بودن
تماس جنسی درقاعدگی(بقره222) اشاره به بیماری فراموشی درپیری(نحل70) خاصیت
شفا بخشی عسل وگردآوری شهد و ساختن عسل توسط زنبورماده(نحل69) تناسب رنگ
عسل با رنگ گلها(نحل69) تنیدن تارتوسط عنكبوت(عنكبوت41) ارتباطات دربین
حشرات(نمل18) تركیب آنزیم با غذا خارج ازبدن مگس(حج73)و... .
قرآن و كامپیوتر
قرآن
و كامپیوتر نوشته « دكتر رشاد خلیفه» دانشمند مسلمان مصری دارای درجه پی
اچ دی در رشته مهندسی سیستمها و استاد دانشگاه آریزونای آمریكاست كه مدتی
معاون سازمان توسعه صنعتی ملل متحد بوده است . وی با كمك عده ای از مسلمین
متخصص و صرف وقت بسیار تحقیقات گسترده ای را در نظم ریاضی كاربرد حروف و
كلمات در قرآن شروع نموده و با الهام از آیات 11 تا 31 سوره مدثر كه عدد
19 را كلید رمز اعجاز آمیز قرآن و آسمانی بودن آن معرفی میكنند به كمك عدد
19 توانست رمز نظم ریاضی حیرت انگیز و اعجاز آمیز حاكم بر حروف قرآنی را
كشف نماید. دكتر رشاد خلیفه ، نخستین بار ترجمه قرآن مجید از عربی به
انگلیسی را در 12 جلد نگاشت . این ترجمه ها توسط مؤسسه « روح حق» واقع در
شهرستان توسان ایالت آریزونای آمریكا به چاپ رسید. مقاله قرآن و كامپیوتر
در پایان جلد اول كتاب ترجمه قرآن درج شده است.
اینك متن مقاله :
در
چهارده قرن اخیر نوشته های بی شمار ادبی شامل كتاب ، مقاله . گزارشات
پژوهشی درباره كیفیت معجزه آسای قرآن برشته تحریر در آمده است . دراین
نوشته ها فصاحت بیان ، فضیلت ادبی، معجزات علمی، سبك و حتی جاذبه آهنگ
تلاوت قرآن تشریح شده است. با وجود این، تحقیق در اعجاز قرآن بعلت احساسات
بشری، بیطرفانه صورت نگرفته و بسته به عقیده نویسنده برعلیه آن قلم فرسایی
شده است . چون مطالعات وپژوهش های قبلی به بوسیله بشر انجام شده خواهی
نخواهی تمایلات ونظرات ضد ونقیض نویسندگان در آنها به چشم میخورد ، این
نوشته ها نتوانسته اند افراد غیرمسلمان را قانع كنند كه قرآن كتاب آسمانی
است و دلایل نویسندگان درایشان مؤثر نبوده است. معجزه ای كه در این رساله
پژوهشی ارائه می شود برمبنای اصولی بی چون و چرا و خالی از شك و شبیه و
غیرقابل تغییر استوار است بدین ترتیب كه فن كامپیوتر با كشف سیستم اعدادی
اعجاز آمیز قرآن مدلل می دارد كه قرآن مجید بدون شك ساخته فكر بشر نمی
تواند باشد. خواست خدای توانا بوده است كه این نظم پیچ در پیچ عددی قرآن
مخفی نماند تا تایپ شود كه سرچشمه غیبی قرآن از جانب خداوند متعال است و
نیز در عرض گذشت قرون بوسیله ذات او محافظت میشده و از گزند تغییر ،
افزایش یا كاهش در امان مانده است.
رمزهای اعجاز آمیز قرآن منحصراً از این قرارند :
1- اولین آیه قرآن « بسم الله الرحمن الرحیم » دارای 19 حرف عربی است.
2- قرآن مجید از 114 سوره تشكیل شده است و این عدد به 19 قابل قسمت است. (6× 19).
3- اولین سوره ای كه نازل شده است سوره علق (شماره96) نوزدهمین سوره از آخر قرآن است.
4- سوره علق 19 آیه دارد.
5- سوره علق 285 حرف (15× 19) دارد.
6- اولین باركه جبرئیل امین با قرآن فرود آمد 5 آیه اولی سوره علق را آورد كه شامل 19 كلمه است.
7- این 19 كلمه، 76 حرف (4× 19) دارد كه به تعداد حروف بسم الله الرحمن الرحیم است.
8- دومین باری كه جبرئیل امین فرود آمد 9 آیه اولی سوره قلم (شماره 68) را آورده كه شامل 38 كلمه است. (2 × 19) .
9- سومین باركه جبرئیل امین فرود آمد 10 آیه اولی سوره مزمل (شماره 73) را آورد كه شامل 57 كلمه است. (3× 19).
10-
چهارمین باركه جبرئیل فرود آمد 30 آیه اولی سوره مدثر (شماره 74) را آورد
كه آخرین آیه آن « بر آن دوزخ 19 فرشته موكلند» می باشد. (آیه 30) .
11-
پنجمین بار كه جبرئیل فرود آمد اولین سوره كامل « فاتحه الكتاب» را آورد
كه با اولین بیانیه قرآن «بسم الله الرحمن الرحیم» (19 حرف) آغاز می شود .
این بیانیه 19 حرفی بلافاصله بعد از نزول آیه ی «برآن دوزخ 19 فرشته
موكلند» نازل شد . این مراتب گواهی ارتباط آری از شبهه آیه 30 سوره
مدثر(عدد 19) و اولین بیانیه قرآن «بسم الله الرحمن الرحیم» (عدد 19) با
سیستم اعدای اعجاز آمیز است كه بر عدد 19 بنا نهاده شده است.
12- آفریننده عظیم الشأن با آیه31 سوره مدثر به دلایل انتخاب عدد19 اشاره می فرماید :
الف) بی ایمانان را آشفته سازد.
ب) به خوبان یهود و نصارا اطمینان دهد كه قرآن آسمانی است.
ج) ایمان مومنان تقویت نماید.
د) تا هر گونه اثر شك و تردید را از دل مسلمانان و خوبان یهودیت و مسیحیت بزداید.
ه) تا منافقین و كفار را كه سیستم اعدادی قرآن را قبول ندارند رسوا سازد.
13-
آفریننده بما می آموزدكه این نظم اعدادی قرآن تذكری به تمام جهانیان است
(آیه 31 سوره مدثر)ویكی از معجزات عظیم قران است (آیه 35).
14- هركلمه
از جمله آغازیه قرآن بسم الله الرحمن الرحیم در تمام قرآن بنحوی تكرار شده
كه به عدد 19 قابل تقسیم است ، بدین ترتیب كه كلمه “ اسم “ 19 باركلمه “ الله “ 2698بار(42*19)، كلمه “ الرحمن “ 57 بار (3*19) وكلمه “ الرحیم “ 114بار (6*19)دیده می شود.
15-
قرآن 114سوره دارد كه هر كدام از سوره ها با آیه افتتاحیه “ بسم الله
الرحمن الرحیم “ آغاز می شود بجز سوره توبه (شماره 9) كه بدون آیه معمولی
افتتاحیه است، لذا آیه “ بسم الله الرحمن الرحیم“ در ابتدای سوره ها 113
بار تكرار شده است.
چون این رقم به 19 قابل قسمت نیست وسیستم اعدادی
قرآن آسمانی ساخته پروردگار باید كامل باشد یكصد وچهاردهمین آیه بسم الله
را در سوره النمل كه دو بسم الله دارد(سوره 27) (آیه افتتاحیه وآیه 30 )
بنابراین قرآن مجید 114 بسم الله دارد.
16- همانطور كه در بالا اشاره
شد سوره توبه فاقد آیه افتتاحیه بسم الله است . هر گاه از سوره توبه شروع
كرده آنرا سوره شماره یك وسوره یونس را سوره شماره دو فرض نموده وبه همین
ترتیب جلو برویم ، ملاحظه می شود كه سوره النمل نوزدهمین سوره است (سوره
27) كه بسم الله تكمیلی را دارد .از این نظم نتیجه می گیریم كه قرآنی كه
اكنون در دست ماست با قرآن زمان پیامبر از لحاظ ترتیب سوره ها یكی است .
17- تعداد كلمات موجود بین دو آیه بسم الله سوره النمل 342(18*19) می باشد.
18-
قرآن مجید شامل اعداد بیشماری است .مثلاً : ما موسی را برای چهل شب احضار
كردیم ،ما هفت آسمان را آفریدیم .شمار این اعداد در تمام قرآن 285(15*19)
میباشد.
19- اگر اعداد 285 فوق را با هم جمع كنیم ، حاصل جمع 174591 (9189*19)خواهد بود .
20- حتی اگر اعداد تكراری را از عدد فوق حذف نماییم حاصل جمع 162146 (8534*19) خواهد بود.
21-
یك كیفیت مخصوص به قرآن مجید اینست كه29 سوره با حروف رمزی شروع میشود كه
معنی ظاهری ندارند ، این علامات در هیچ كتاب دیگری و در هیچ جایی دیده نمی
شوند .این حروف در ابتدای سوره های قرآن بخش مهمی از طرح اعدادی اعجاز
آمیز می باشد كه بر عدد 19 بنا شده است.اولین نشانه این ارتباط اینست كه29
سوره ازقرآن بااین علامات شروع میشود.تعدادحروف الفبادراین
رموز14وتعدادخودرمزها نیز14 میباشد.هرگاه تعدادسوره ها(29)وحروف
الفبا(14)راباتعدادرمزها(14)جمع كنیم،حاصل57(3*19)خواهد بود.
22-
خداوند توانا به ما یاد می دهدكه در هشت سوره وسوره های شماره(
10،12،13،15،26،27،28 ،31)دو آیه اول كه با این رموز آغاز میشوند حاوی
وحامل معجزه قرآن هستند، باید توجه داشت كه قرآن كلمه “ آیه “ را بمعنی
معجزه بكار برده است . باید كلمه آیه دارای معانی متعددی باشد كه یكی از
آنها معجزه است ونیز باید دانست كه خود كلمه معجزه در هیچ جای قرآن بكار
برده نشده است.
بدین جهت قرآن مناسب تفسیر نسلهای گوناگون بشریت است
مثلاً نسلهای قبلی (پیش ازكشف اهمیت حروف رمزی قرآن )كلمه آیه را در این
هشت سوره ،آیه نیم بیتی می پنداشتند ،ولی نسلهای بعدی كه از اهمیت این
رموز با خبر شدند آیه را به معنی معجزه تفسیر كرده اند.
بكار بردن كلمات چند معنایی و مناسب برای همه نسلهای بشر در زمانهای گوناگون خود یكی از معجزات قران است.
23- سوره قاف كه با حرف ق شروع می شود (شماره 50 ) شامل 57(3*19) حروف ق است.
24-
سوره دیگری در قرآن“ حروف ق را در علامت رمزی خود دارد (سوره شورا شماره
42) كه اگر حروف ق را در این سوره شمارش نمائید، ملاحظه خواهید كرد كه حرف
ق 57 (3 * 19) بار تكرار شده است.
25- بدین ترتیب در مییابید كه دو
سوره قرآنی فوق الذكر (شماره 50 و 42 ) به اندازه همدیگر (57،57) شامل حرف
ق هستند كه مجموع آن دو با تعداد سوره های قرآن(114) برابر است. چون سوره
ق بدین نحو آغاز می شود : “ق و القرآن المجید“ تصور حرف ق به معنی قرآن
مجید می نماید و 114 ق مذكور گواه 114 سوره های قرآن است. این احتساب
اعداد آشكار و گویا ، مدلل می دارد كه 114 سوره قرآن ، تمام قرآن را تشكیل
می دهند و چیزی جز قرآن نیستند.
26- آمار كامپیوتر نشان میدهد كه فقط
این دو سوره كه با حرف ق آغاز می شود ، دارای تعداد معینی ق (57 مورد)
هستند ، گوئی خداوند توانا می خواهد با اشاره و كنایه بفرماید كه خودش
تنها از تعداد حروف الفبا در سوره های قرآن با خبر است.
27- یك نمونه
در آیه 13 از سوره ق مدلل می دارد كه هر كلمه و در حقیقت هر حروف در قرآن
مجید به دستور الهی و طبق یك سیستم اعدادی بخصوصی كه بیرون از قدرت بشر
است گنجانیده شده است این آیه می فرماید “عاد ، فرعون و اخوان لوط “ در
تمام قرآن مردمی كه لوط را نپذیرفتند ، قوم نامیده می شوند. خواننده
بلافاصله متوجه می شود كه اگر بجای « اخوان » در سوره ق كلمه « قوم »
استفاده می شد چه اتفاقی می افتاد. در این صورت ذكر كلمه قوم بجای اخوان،
حرف « ق» در این سوره 58 بار تكرار می شد و عدد 58 به19 قابل قسمت نیست و
لذا با تعداد57 «ق» كه در سوره شورا مطابقت نمی كرد و جمع آن دو با تعداد
سوره های قرآن برابر نمی شد، بدین معنی كه با جایگزین كردن یك كلمه بجای
دیگری نظم قرآن از بین می رود.
28- تنها سوره ای كه با حرف « ن » آغاز میشود ، سوره قلم است ( شماره 6 ) این سوره 133 « ن » دارد كه به 19 قابل قسمت است ( 7×19).
29- سه سوره اعراف (شماره 7 ) مریم ( شماره 19 ) و ص ( شماره 38) كه با حروف « ص» شروع میشوند، جمعاً 152 حرف « ص » دارند ( 8×19).
30- در سوره طه (شماره 20 ) جمع تعداد حروف « ط » و « هـ» 344 میباشد ( 18 × 19) .
31- در سوره « یس » تعداد حروف « ی » و « س» 285 میباشد ( 15×19).
32-
در هفت سوره 40 تا 46 كه با رمز « حم » شروع میشوند تكرار حروف 2166
میباشد (14*19) بنابراین تمام حروف اختصاری كه در ابتدای سوره های قرآن
قرار دارند . بدون استثناء در روش اعددی اعجاز آمیز قرآن شركت دارند. باید
توجه داشت كه این روش اعدادی قرآن ، در مواردی ساده و در خور فهم اشخاص
معمولی است ، اما در موارد دیگر ، بسیار مشكل و پیچیده بوده و برای درك
آنها اشخاص تحصیل كرده باید از ماشینهای الكترونیكی كمك بگیرند .
33-
در سوره های شماره 2و3و7و13و19و30و31و32 كه با رمز « الم » شروع میشوند
تعداد حروف الف ، لام ، میم جمعاً 26676 مورد و قابل قسمت به 19 میباشند (
1404*19).
34- در سوره های 20و26و27و28و36و42 كه با رمز « طس » یا یكی
از دو حرف مزبور (ط ، س) آغاز می شوند تعداد دو حرف « ط » و «س» 494 مورد
میباشد ( 26*19).
35- در سوره های 10و11و12و14و15 كه با رمز « الر»
آغاز می شوند تعداد الف ، لام ، راء به اضافه تعداد (راء) تنها در سوره
سیزدهم ،9،97 مورد است كه این عدد قابل قسمت بر عدد 19 می باشد (511*19).
36- در سوره هایی كه با رمز یكی از حروف “ط“ “س“ و “م“ آغاز می شوند ، تعداد حروف طاء و سین و میم 9177 مورد می باشد (438*19).
37- در سوره رعد ( شماره 13 ) كه با حرف رمزی “المرا“ آغاز می شود ، تعداد حروف (الف ، لام ، میم، را ) 1501 مورد می باشد (79*19).
38-
در سوره اعراف (شماره 7)كه باحروف رمزی “المص“ شروع می گردد تعداد وقوع
“الف“ 2572 مورد، حرف“لام“ 1523مورد، حرف“میم“165وحرف “ص“ 98 مورد كه
جمعاً عدد5358 بدست می آید(282*19).
39- در سوره مریم (شماره 19) كه با حروف “كهیعص“ شروع می شود ، تعداد حروف (كاف ، ها ، یا ، عین ، صاد) 798 مورد می باشد (42*19).
40- در سوره شورا (شماره 42) كه با حروف “حم عسق “ شروع می شود ، تعداد حروف (حا ، میم ، عین، سین ، قاف ) 570 مورد می باشد(30*19).
41-
در سیزده سوره ای كه حرف “الف“ در لغت رمزی آنهاست (سوره های شماره 2 ، 3
، 7 ، 10 ، 11 ، 12 ، 13 ، 14 ، 29 ، 30 ، 31 ، 32و15 ) جمع الف های موجود
17499 مورد می باشد(921*19).
42- در سیزده سوره فوق الذكر جمع حروف “لام“ 1870 مورد می باشد(620*19).
43-
در هفده سوره ای كه حروف “میم“ در لغت رمزی آنها ست (سوره های شماره 2 ، 3
، 7 ، 13 ، 32 ، 26 ، 28 ، 29 ، 31 ، 30 ، 40 ، 41 ، 42 ، 43 ، 44 ، 45 ،
46 ) جمع حروف “میم“ 8683 مورد می باشد (457*19). درتاریخ ، كتابی سراغ
نداریم كه مانند قرآن طبق یك سیستم عددی تنظیم شده باشد بر این حقیقت
علاوه بر 43 بند پیشین ، موارد زیر نیز گواه صادقی است:
الف:
كلمه “الله“ 2698 مرتبه در قرآن تكرار شده كه مضربی از عدد 19 است (142 *
19 ) و تعداد حروف “بسم الله الرحمن الرحیم“ نیز 19 مورد می باشد. مسئله
جالب اینكه در سوره اخلاص بعد از “قل هو الله احد “ جمله “ الله الصمد“
آمده در صورتی كه اگر “هو الصمد“ می آمد ، جمله صحیح بود. از نظر دسترو
زبانی باید “هو “ می آمد اما با این حال “الله“ آمده است ، اگر بجای
“الله“ “هو“ می آمد ، سیستم ریاضی قران بهم می ریخت و این مسئله شباهت
زیادی دارد به همان “اخوان“ و “قوم“ در سوره “ق“.
ب: مورد جالب
دیگر در سوره مریم حروف مقطعه كهیعص می باشد كه بصورت حروف آغازین آمده
است ، این حروف در سوره مریم ، بصورت جداگانه ، با این تعداد بكار رفته
اند: حرف “ك“ 137 مرتبه، حرف “ه“ 168 مرتبه ، حرف “ی“ 345 مرتبه ، حرف “ع“
122 مرتبه، حرف ص“ 26 مرتبه. جمع این ارقام به این صورت است:
345+
168+137+122+26= 897 كه مضروب عدد 19 می باشد (42*19) یعنی مجموع تكرار
حروف پنجگانه (ك، ه ، ی ، ع ، ص،) سوره مریم (سوره شماره 19) علاوه بر
آنكه برعدد 19 (تعداد حروف بسم الله الرحمن الرحیم ) قابل تقسیم است، بر
عدد 14 (كه تعداد حروف مقطعه است) نیز قابل تقسیم میباشد(798=57*14).
پ:
در قرآن بعضی از كلمات با كلمه های دیگر كه از نظر معنی با همدیگر تناسب
دارند یكسان به كار رفته اند. مثلاً : 1- كلمه “حیوه“ 145 بار با مشتقات
آن در قرآن بكار رفته است و به همان تعداد (145 بار ) كلمه “موت یا مرگ“
با مشتقاتش بكار رفته است.
2- كلمه “دنیا “ 115 بار و كلمه “آخرت“ هم 115 بار بكار رفته است.
3- كلمه “ملائكه“ 88 بار در قرآن آمده است و كلمه “شیاطین“ نیز به همان تعداد 88 بار بكار برده شده اند.
4-“حر“ یعنی گرما 40 بار و كلمه “ برد“ یعنی سرما نیز 40 بار بكار برده شده اند.
5- كلمه “مصائب“ 75 بار و كلمه “شكر“ نیز 75 بار
6- كلمه زكات 32 بار و كلمه “بركات“ نیز 32 بار .
7- كلمه “عقل“ ومشتقات آن 49 بار و كلمه “نور“ نیز با مشتقاتش 49 بار .
8- كلمه “یوم “ به معنی روز و “شهر“ به معنی ماه در قرآن به ترتیب 365 بار و 12 بار بكار رفته اند.
9- كلمه “رجل“ به معنی مرد 24 بار و كلمه “امرأه “ به معنی زن نیز 24 بار در قرآن بكار رفته اند.
10- كلمه “امام“ بصورت مفرد و جمع 12 بار در قرآن آمده است.
آیا اینها تصادفی است؟
ت:
تفاوتهایی د رحدود یك ده هزارم. ضمن بررسی سوره مریم و زمر دیدم كه نسبت
“درصد“ مجموع حروف (ك، ه ، ی ، ع، ص) در هردو سوره مساوی است با اینكه
باید در سوره مریم بیش از هر سوره دیگر باشد زیرا این حروف مقطعه فقط در
آغاز سوره مریم قرار دارد. اما هنگامیكه محاسبات مربوط به نسبت گیری حروف
دو سوره را از رقم سوم اعشار بالاتر بردم روشن شد كه نسبت مجموع این حروف
در سوره مریم یك ده هزارم (0001/0 ) بیش از سوره زمر است . این تفاوتهای
جزئی راستی عجیب و حیرت آوراست.
نتیجه:
1- یك مؤلف هر قدر
هم كه توانا باشد هر گز نمی تواند درذهن خود حروف و اعدادی به اندازه معین
بگیرد سپس از آنها مقالات و یا كتابی بنویسد كه همچون قرآن حتی شماره ها و
حروف و كلمات آن نیز به اندازه و شمرده شده در آید مثلاً حروف مقطعه “الم“
به ترتیب “الف“ بعد “ لام“ و سپس “میم“ از دیگر حروف در سوره های مربوطه
بیشتر باشد. از طرف دیگر تعداد حروف مقطعه 14 حرف باشد یعنی درست نصف
تعداد حروف الفبای عربی. اگر مشاهده كردیم انسانی در مدت 23 سال با آن همه
گرفتاری ؛ سخنانی آورد كه نه تنها مضامین آنها حساب شده و از نظر لفظ و
معنی و محتوا در عالیترین صورت ممكن بود ؛ بلكه از نسبت ریاضی و عددی حروف
چنان دقیق و حساب شده بود كه نسبت هر یك از حروف الفبا در هریك از سخنان
او یك نسبت دقیق ریاضی دارد.آیا نمی فهمیم كه كلام او از علم بی پایان
پروردگار سرچشمه گرفته است؟
2- رسم الخط اصلی قرآن را حفظ كنید. تمام
محاسبات فوق در صورتی صحیح خواهد بود كه به رسم الخط اصلی و قدیمی قرآن
دست نزنیم مثلاً اسحق و زكوه و صلواه را به همین صورت بنویسیم نه بصورت
اسحاق و زكات و صلاه . در غیر اینصورت محاسبات ما بهم خواهد ریخت.
3-
عدم تحریف قرآن. در قران مجید حتی كلمه و حرفی كم و زیاد نشده و الا بطور
مسلم محاسبات كنونی روی قرآن فعلی صحیح از آب در نمی آمد و كلمات و حروف
حساب شده نظام كنونی حروف قرآن را بكلی به هم می ریخت. پس این نشانه دیگری
بر عدم كوچكترین تحریف در قرآن مجید است.
حال فرموده پیامبر اسلام را یاد آوری می كنم كه فرمود:
«عجائب و شگفتیهای قرآن پایان ناپذیر است و قرآن ظاهرش خوشایند و باطنش عمیق است. عجائبش را نمی توان شمرد و غرائبش هرگز كهنه نشود. مؤمن هرگاه قرآن بخواند بوی عطرمانندی از دهانش خارج شود.»
و پایان بخش این مقاله، آیاتی (نشانه هایی برای اهل تفکر) از قرآن کریم:
«هرگاه از آنان بپرسی: ((چه کسی آسمانها و زمین را آفریده است؟))
مسلّماً می گویند: ((خداوند قادر و دانا آنها را آفریده است))[17]»
«و از نشانه های او، شب و روز و خورشید و ماه است. برای خورشید و ماه سجده نکنید؛ برای خدایی که آفریننده آنهاست سجده کنید اگر می خواهید او را بپرستید[18]»
منابع و مآخذ:
1. قرآن کریم
2. نهج البلاغه
3. تفسیر المیزان- جلد23- سید محمد حسین طباطبایی-ترجمه سید محمد باقر موسوی همدانی-کانون انتشارات محمدی-1352
4. تفسیر نمونه- جلدهای دهم، یاردهم، چهاردهم، بیست و دوم، بیست و ششم، بیست و هفتم -زیر نظر آیت ا... مکارم شیرازی-انتشارات دارالکتب الاسلامی-1364
5. تفسیر جامع- جلد6- بانضمام ترجمه تفسیر علی ابن ابراهیم قمی- حاج سید ابراهیم بروجردی- انتشارات کتابخانه صدر
6. تفسیر مجمع البیان- جلد23- شیخ طبرسی- ترجمه حاج شیخ علی کاظمی- انتشارات فراهانی- سال 1363
7. تفصیل آیات القرآن الحکیم- بانضمام کتاب المستدرک- ترجمه استاد مهدی الهه قمشه ای- انتشارات کتابفروشی اسلامیه
8. بررسی علمی پدیده های جوّی در قرآن، غلامرضا غدیری کفترودی، انتشارات سرا
9. نرم افزار قرآنی Quran Persian Translation و پارس آسان افزار و ...
10. http://www.forum.persiantools.com/
11. معجم المفهرس لالفاظ القرآن الکریم- محمد فؤاد عبدالباقی
12. شبکه رشد، حامد احمدی
13. عجایبی از قرآن، بهمن نیک بین، نشر عقیل
1- سورهی مبارکه صافات آیهی10
1- سورهی مبارکه صافات آیهی 6
2- سورهی مبارکه شمس آیهی 1 و2
2- بطلمیوس دانشمند مشهور یونانی و رئیس و نظریه پرداز هیئت زمین مرکزی
1- دایره البروج منطقه ای در آسمان است که شامل 12 صورت فلکی می شود. مسیر حرکت سالانه ی خورشید، ماه و سیارات و حتی سیارکها در این منطقه می باشد.
1-دانشمندان هر روزه احتمالات بیشتری برای وجود ساکنین باشعور، در سیارات دیگر قایل هستند.
2-سوره ی الزخرف آیه ی 9
لغت نامه ی قرآنی
« آیههایی از قرآن كه در آن كلمهای «الشمس» بكار رفته است:
سورهی مبارکه بقره آیهی 258
سورهی مبارکه انعام آیهی 78
سورهی مبارکه انعام آیهی 96
سورهی مبارکه اعراف آیهی 54
سورهی مبارکه یونس آیهی 5
سورهی مبارکه یوسف آیهی 4
سورهی مبارکه رعد آیهی 2
سورهی مبارکه ابراهیم آیهی 33
سورهی مبارکه نحل آیهی 12
سورهی مبارکه اسراء آیهی 78
سورهی مبارکه مبارکه كهف آیهی 17
سورهی مبارکه كهف آیهی 86
سورهی مبارکه كهف آیهی 90
سورهی مبارکه طه آیهی 130
سورهی مبارکه انبیاء آیهی 33
سورهی مبارکه حج آیهی 18
سورهی مبارکه فرقان آیهی 45
سورهی مبارکه نمل آیهی 24
سورهی مبارکه عنكبوت آیهی 61
سورهی مبارکه لقمان آیهی 29
سورهی مبارکه فاطر آیهی 13
سورهی مبارکه یس آیهی 38
سورهی مبارکه یس آیهی 40
سورهی مبارکه زمر آیهی 5
سورهی مبارکه فصلت آیهی 37
سورهی مبارکه فصلت آیهی 37
سورهی مبارکه ق آیهی 39
سورهی مبارکه الرحمن آیهی 5
سورهی مبارکه نوح آیهی 16
سورهی مبارکه قیامه آیهی 9
سورهی مبارکه تكویر آیهی 1
سورهی مبارکه شمس آیهی 1
سورهی مبارکه انسان آیهی 13
« آیههایی از قرآن كه در آن كلمهی «القمر» بكار رفته است.
سورهی مبارکه انعام آیهی 77
سورهی مبارکه انعام آیهی 96
سورهی مبارکه اعراف آیهی 54
سورهی مبارکه یونس آیهی 5
سورهی مبارکه یوسف آیهی 4
سورهی مبارکه رعد آیهی 2
سورهی مبارکه ابراهیم آیهی 23
سورهی مبارکه نحل آیهی 12
سورهی مبارکه انبیاء آیهی 23
سورهی مبارکه حج آیهی 18
سورهی مبارکه عنكبوت آیهی 61
سورهی مبارکه لقمان آیهی 29
سورهی مبارکه فاطر آیهی 13
سورهی مبارکه یس آیهی 39
سورهی مبارکه یس آیهی 40
سورهی مبارکه زمر آیهی 5
سورهی مبارکه فصلت آیهی 37
سورهی مبارکه فصلت آیهی 37
سورهی مبارکه قمر آیهی 1
سورهی مبارکه الرحمن آیهی 5
سورهی مبارکه نوح آیهی 16
سورهی مبارکه المدثر آیهی 32
سورهی مبارکه قیامه آیهی 1
سورهی مبارکه قیامه آیهی 9
سورهی مبارکه انشقاق آیهی 18
سورهی مبارکه شمس آیهی 2
سورهی مبارکه فرقان آیهی 61
« آیههایی از قرآن كه در آن كلمهی «النجم» بكار رفته است.
سورهی مبارکه نحل آیهی 16
سورهی مبارکه نجم آیهی 1
سورهی مبارکه الرحمن آیهی 6
سورهی مبارکه طارق آیهی 3
« آیههایی از قرآن كه در آن كلمهی «النجوم» بكار رفته است.
سورهی مبارکه انعام آیهی 97
سورهی مبارکه اعراف آیهی 54
سورهی مبارکه نحل آیهی 12
سورهی مبارکه حج آیهی 18
سورهی مبارکه صافات آیهی 88
سورهی مبارکه طور آیهی 49
سورهی مبارکه واقعه آیهی 75
سورهی مبارکه مرسلات آیهی 8
سورهی مبارکه تكویر آیهی2
مـنـظـومـه شمسی ما که حدوداً 5 میلیارد سال عمر دارد در ابـتدا ابر بوده که شامل دود و گاز و خاکستر و غبار و برخی عناصر بوده، و در فضای منظومه شمسی پراکنده بوده است. بعد بادی که ظاهراً مـوج ناشی از انـفـجار سـتـاره ای بـوده ابعاد و جوانب آن را بهم آورده و مـنـظـومـه شـمـسی بصورت یک دیسک در آمده بوده که بدور خود می چرخیده است. بعد در قـسـمـت مرکزی آن ابر که کلفـت تر بوده، نـیروی جاذبه مـواد بیشتری را جـذب نـمـوده و در آن ناحیه متراکم گرمای لازم برای ایجاد واکنشهای هسته ای فراهم گشته و خـورشـیـد شکـل گرفـتـه است. و در اطراف آن حـلـقـه هـای دیگری از گاز و غـیره به چرخش در آمده که رفـته رفـته به کره های بزرگتری تبدیل شده اند که همان سیارات فعلی منظومه شمسی باشند. (در رابطه با پیدایش منظومه شمسی چندین نظریه وجود دارد و ما طبعاً آنکه با آیات قرآن می خواند را می گیریم).
در سوره انبیاء آیه 56 می خوانیم: «رَبُّـکُـمْ رَبُّ السَّـمـواتِ وَ الْاَرْضِ الـَّـذی فـَطـَرهُـنَّ = آفریدگار شـما آفریدگار سیارات و زمین است که آنها را از درون (از مرکز) درست کرد»! « فـطـر» از جمله به معنی: "از درون و مرکزیت خود برآمدن، شکل گرفـتن، و درست شدن" است. هر کره ای نیز وقتی می خواهد درست بشود، در ابتدا در مرکز آن نیروی جاذبه آغاز به جذب مواد بدور خود می کند و رفته رفته بزرگ و بزرگ تر مـی شود و به این شکـل کره شکل می گیرد.
2ــ مرده بودن و پا گرفتن منظومه شمسی:
کسانی که به خدا معتقد نبوده و نیستند از جمله می گفـته اند و می گویند که: وقـتی مـا می میرویم دیگر زنده نمی شویم. خدا زنده نمودن موارد گوناگونی را در قرآن برای آنها مـثال زده است. در ایـنجا زنده نـمـودن مـنظـومه شمسی را مثال زده و گـفـته: آیا آفـرینش شما مشکـل تر است یا منظومه شمسی؟ این به این معنی است که مـنـظـومـه شمسی مرده بوده و دوباره به حیات و زندگی برگردانده شده است. و در آیه 101 سوره انعام نیز گفته که خدا بدیع زمین و سیارات است. بدیع بمعنی: نوساز، نوآور، نوین پرداز و مواردی از این قبیل است (هم خانواده واژه «ابداع» است). و این موضوع از جنبه ضمنی و تلویحی به این معنی است که زمین و سیارات پیش از این چیزِ دیگری بوده اند و وضعیت فعلی آنها، شکل نوآوری شده آنست. مـنـظـومـه شمسی در واقـع در اصـل جـرم و انرژی مربوط به لاشه یک ستاره بسیار بزرگ غول آسائی بوده که مرده و لاشه آن بصورت ابر در فضای مـنظومه شمسی پراکنده شده بوده است. و منظومه شمسی فعلی نوآوری آن است.
3ـــ درست کردن شب و روز برای منظومه شمسی:
منظور از شب و روز درست کردن برای منظومه شمسی شب و روز درست کردن برای سیارات آنست. و شب و روز در سیارات ناشی از گردش آنها بدور خود و وضعیت محور آن نسبت به خورشید است. وقتی محور سیاره به موازات خورشید قرار می گیرد با چرخش سیاره بدور خود باعث ایجاد شب و روز می شود. ولی در صورتی که محور زمین یا هر سیاره دیگری عمود بر خورشید قرار می گرفت شب و روز ایجاد نمی شد هر چند سیاره بدور خود نیز می چـرخید. مثلاً اگر قطب شمال زمین رو به خورشید می بود قطب شمال همیشه روز می بود و قطب جنوب همیشه شب، هر چند زمـیـن بدور خود نیز می چرخید. مطرح کردنِ "درسـت کـردن" شب و روز برای منظومه شمسی برای استدلال به حساب و کتاب داشتن و برنامه ریزی شده بودنِ ایجاد "شب و روز" در آنست. و این چیزی است که با عـلـم نجوم عـصر محمد کـه در آن زمین مرکز عالم بود و خورشید بـدور آن می چرخید نمی خواند. چون در صورت گردش خورشید بدور زمین ایجاد شب و روز امری طبیعی می نمود، ولی در صورت گردش زمین بدور خود و بدور خورشید است که در صورت قرار نگرفـتن درست محور زمین و سیارات نسبت به خورشید شب و روز در آنها ایجاد نخواهد شد.
((و لَقَدْ جَعَلنا فی السَّماء برُوجها وَ زیَّنها لِلنظرین* وَ حَفَظنها مِن کُلِّ شیطَنٍ رَّجیم*اِلّا مَنِ استَرَقَ السَّمعَ فَاَتَّبَعهُ شهابٌ مُبین[9]ْ))
و ما در آسمان کاخهای بلند برافراشتیم و آن را برای چشم بینایان عالم آراستیم، و آن را از هر شیطان رانده شده ای حفظ کردیم، مگر آن کس که استراق سمع کند که «شهاب مبین» او را تعقیب می کند (و می راند)
کلمه ی «بروج» جمع «برج» است که معنای آن کاخ و قصر است؛ و از منظر دیگر همان منازل 12گانه (یا 13گانه) ای است که منزلگاه خورشید و ماه و سایر سیارات منظومه ی شمسی است. از باب تشبیه می توان آن را به قصرهایی تشبیه نمود که سلاطین در نقاط مختلف کشور برای خود می سازند.
ضمیر«زیناها» به سماء برمی گردد مانند ضمیری که در «حفظناها» است و مقصود از زینت دادن آسمان برای ناظرین، همین بهجت و جمالی است که می بینیم؛ با ستارگان درخشنده و کواکب فروزانش که اندازه های مختلفی دارند که عقلها را حیران می کند. (خورشیدِ ما در بین ستارگان یک کوتوله ی زرد محسوب می شود). در قرآن این معنی چند مرتبه ی دیگر نیز تکرار شده است و همین تکرار مشخص می کند که خدای سبحان عنایت بیشتری به یادآوری آن دارد.
می توان «سماء» را در این آیه از لحاظ معنوی نیز تعمیم داد که کنایه از آسمان حق و ایمان و معنویت باشد که شیطان درصدد نفوذ به آن است.
پیدایش شهاب تنها در و زمین رخ می دهد و در خارج از جو پدیده ی شهاب وجود ندارد. در خارج از جو تکه های بسیار ریز سنگ (به اندازه ی دانه ی شن و بزرگتر) که به آنها شهابواره گفته می شود سرگردانند و زمانی که در دام گرانش زمین گرفتار آمده و با جو زمین برخورد می کنند و می سوزند و آتش می گیرند به آنها شهاب اطلاق می شود.
با توجه به قرائن و شواهد به نظر می رسد که منظور از آسمان همان آسمان حق و معنویت، و شیاطین همان وسوسه گران هستند که می کوشند به این آسمان راه یابند و استراق سمع کنند و به اغوای مردم بپردازند؛ اما ستارگان شهاب که همان رهبران الهی و دانشمندان باشند با امواج نیرومند علم و عملشان آنها را به عقب می رانند.
((وَالنَّجم اِذا هَوی[10]))
قسم به ستاره چون فرود آید
مفسران برای نجم چند معنی بیان کرده اند.
یک به معنای خود قرآن است؛ چون قرآن نیز برای مردم زمین نازل شد.
که ما آن را در شبی پربرکت نازل کردیم[11]
دوم به معنای ثریا ( خوشه ی پروینM45 ) است.
سوم به معنای تمام ستارگان است. هنگامی که ستارگان آسمان فرو می ریزند[12].
چهارم به معنای رجوم است که آنها همان ستارگانی هستند که شیاطین را رجم کرده و می رانند.
حضرت امام صادق(ع) می فرمایند: «مراد پنجم پیامبر اکرم (ص) است که شب معراج از ملکوت آسمانها فرود آمد.
در بعضی از برداشتها حتی از آن به خلافت و امامت امیرالمومنین علی (ع) نیز تفسیر شده است.
((ثمَّ استَوَی اِلی السّمآءِ وَ هیَ دُخَانٌ[13]))
و آنگاه به خلقت آسمانها توجه کامل نمود (که آسمانها)دودی بود
اگر مراد از آسمانها را مدارات سیارات منظومه ی شمسی، (یعنی همان چیزی که در گذشته تصور می شد) بدانیم، باید درباره ی چگونگی تشکیل خورشید و منظومه ی شمسی تحقیق نماییم.
در حال حاضر چند فرضیه ی مطرح راجع به چگونگی پیدایش منظومه ی شمسی وجود دارد:
1-فرضیه کانت:
کانت ریاضیدان قرن 18 میلادی منشأ تشکیل خورشید را ابر و گاز (سحابی) می داند؛ که خورشید در مرکز این توده متولد گشته و سپس بر اثر نیروی جاذبه ی بخش متراکم شده ی سحابی اولیه، سایر قسمتهای سحابی بدور آن به گردش درآمدند و به مرور زمان این قسمتها از یکدیگر جدا شده و هر کدام پس از سرد شدن به صورت یک سیاره در حال چرخش به دور هسته ی اصلی یعنی خورشید می باشند.
2- فرضیه سحابی اولیه:
سیمون لاپلاس در اواخر قرن 18 فرضیه خود را ارائه نمود.
این ستاره شناس فرانسوی معتقد بود که منظومه ی خورشیدی در ابتدا یک توده ابر گازی و تقریباً کروی بود که با حرارت نسبتاً زیاد به دور خود می چرخیده است. بعد از چند صد بیلیون سال سرعت زاویه ای افزایش یافت. این افزیش باعث شد بر اثر قوه ی گریز از مرکز، کمی از توده ی ابرمانند به صورت حلقه هایی از آن جدا گردیده و هر کدام از این حلقه تشکیل پیش سیاره و سپس سیارات و توده ی اصلی تشکیل پیش خورشید و سپس خورشید را دادند.
3- فرضیه جذر و مد:
یکی دیگر از فرضیات مطرح فرضیه ی جذر و مد است. این فرضیه در اواخر دهه دوم قرن بیستم میلادی توسط دو دانشمند به نام های جفریز و جینز ارائه گردید.
آنها عقیده داشتند که یک ستاره از فاصله ی چند صد میلیونی خورشید عبور کرده و بر اثر نیروی جاذبه ی خود قسمتی ازخورشید بصورت توده ای از گاز از خورشید جدا شد که بر اثر انقباض و تراکم بصورت سیارات درآمد.
فرضیات دیگری نیز مانند فرضیه پیش سیاره ای ، فرضیه تلاطم یا خورده سیاره ای و ... نیز وجود دارد.
اما هدف از آوردن این چند نمونه فرضیه، به این دلیل بود که در تمام فرضیات موجود، پیدایش خورشید و کلّ منظومه ی شمسی را از توده ای ابری و گازی شکل به نام سحابی می دانند.
قرآن از این سحابی به نام «دُخان» یاد کرده است.
تاریخ نجوم در اسلام:
یکی از مباحث مهم در دانشهای اسلامی، دانش نجوم اسلامی است. این موضوع بدلیل مسایل عبادی مهمی است که در این دین وجود دارد. نخستین علومی که ساکنان بلاد اسلامی به آن اهتمام ورزیدند علومی مانند طب، کیمیا و نجوم بود، که احکام این علوم را بر دیگر علوم ترجیح می دادند.
اکثر دانشمندان مسلمان از این سه علم و بسیاری علوم دیگر بهره های فراوانی داشتند و در آن روزگار علوم به صورت امروزی از یکدیگر منفک و جدا نبود.
در خلال سال 180میلادی تا قرن شانزدهم، اعراب در زمینه ی ستاره شناسی برتری یافتند. مرکز فرهنگی شان بغداد بود، جایی که در قرن هشتم کتاب المجسطی بطلمیوس[14] به زبان عربی ترجمه شد. کتابخانه ی بزرگ بغداد یکی از بزرگترین منابع کتاب جهان در آن روزگار تا زمان حمله ی مغولان بود که این کتابخانه به آتش کشیده شد.
البتانی929-850 میلادی پرآوازه ترین منجم عرب، تا حدود زیادی بر محتوی کتاب بطلمیوس افزود. آنها ابزارهایی نظیر اسطرلاب، را که اختراع یونانیان باستان بود را تکامل بخشیده و دقیقتر از یونانیان موقعیت ستارگان را رصد کردند. اسطرلاب الگویی دو بعدی از آسمان شب است که در قرون وسطی برای تعیین موقعیت خورشید و ستارگان به کار می رفت.
اولین محاسبات دقیق قطر زمین توسط برادران بنو شاکر انجام گرفت.
عبدالرحمن صوفی رازی اولین کسی است که کهکشان آندرومدا را از ستارگان تشخیص می دهد. وی تنها با چشمان غیرمسلح خویش این کهکشان را رصد و از آن به سحابی (ابر) یاد نمود.
وزیر هلاکوخان، خواجه نصیرالدین توسی، رصدخانه ای شگرف در مراغه احداث نمود که زبانزد خاص و عام تا به امروز شده است. از دیگر مراکز مهم نجوم می توان به شهرهای ری و سمرقند اشاره نمود.
به قولی، ابن سینا نخستین کسی است که رصد خود از گذر زهره در مقابل خورشید را در کتاب خود می آورد.
یکی از دلایل توجه ویژه به نجوم در دوران اسلامی تعیین تقویم و اوقات شرعی است که مستلزم مشاهدات و محاسبات دقیق نجومی است. هندسه کروی که توسط ابوالوفای بوزجانی معرفی شد این محاسبات را بطور عمده تکمیل کرد.
بطور سنتی در دربار شاهان و امرای عرب و عجم قبل از اسلام همیشه شاعران و منجمان سلطنتی وجود داشتند و این امر به رونق نجوم می افزود. البته بیشتر از مشورت منجمان برای تعیین زمانهای سعد و نحس و دیگر اعتقادات خرافی استفاده و بهره گرفته می شد؛ اما این امر نیز احتیاج به سالهای متمادی تحصیل و مطالعه بوده است.
پس از ظهور اسلام دانشمندان به ترجمه ی کتابهای دانشمندان یونانی پرداخته و با تعمّق و تفکر و استناد به آیات کتاب آسمانی اسلام دست نوشته های ارزشمندی برجای گذاشتند.
زیجهای بسیاری در دوران اسلامی نوشته شده اند که آخرین آنها در قرن 18 میلادی و در کشور هند تهیه شده است. معروفترین زیج اسلامی توسط خاقانی نگاشته شد.
ارتباط احکام شرعی با مسائل نجومی
کمتر توجه ای به مسائل دینی و اسلامی موید این مطلب است که میان بعضی از احکام عبادی شرعی با برخی از نمودهای آسمانی ارتباطی واضح و مبرهن وجود دارد. اوقات نمازهای پنجگانه روزانه، آغاز و پایان ماههای قمری -که بعضی از این ماهها مانند رمضان و شوال از اهمیت خاصی بر خوردارند- دانستن جهت قبله، پیش بینی کسوف و خسوف برای خواندن نماز آیات و... تمام این احکام احتیاج زیادی به دانستن علم نجوم دارد و محاسبه ی آنان مستلزم شناختن عرض جغرافیایی مکان و حرکت خورشید در دایره البروج[15] ، شفق و فلق و محاسبات مربوط به مثلثات کروی دارد.
یکی از مزایای نجوم برای یک منجم آماتور می تواند این باشد که در هر زمان از شبانه روز و در هر منطقه ای که باشد با در نظر گرفتن محل خورشید یا ستارگان در آسمان یافتن قبله کاری سهل خواهد بود.
امروزه گروههای نجومی سراسر کشور نقش بسیار مهمی در رصد هلال های ماه شب اول قمری دارند. بطوریکه ستادهای استهلال در سراسر کشور و در بسیاری از شهرها تأسیس شده اند.
رصد پدیده های ماه گرفت و خورگرفت و اقامه ی نماز آیات بطور جماعت، پس از رصد کسوف و خسوف نیز جایگاه خاصی در بین منجمان کشور پیدا کرده است.
شگفتی های آسمان از منظر قرآن
مناظر زیبا در عالم هستی فراوان است اما هیچ منظره ای مانند آسمان جذاب و دلپذیر نیست. قرآن کریم که نقش بسیار موثری در تربیت غرایز و تمایلات فطری بشری دارد در میان زیباییهای بسیاری که در عالم آفرینش موجود است به موضوع "زیبایی های آسمانها" تاکید فراوان دارد و در آیات خود از زیبایی کاخ پرشکوه آسمان سخن می گوید:
"و زیناها للناظرین" ما آسمانها را برای بینندگان زینت دادیم.
"و زینا السماء الادنیا بمصابیح" ما آسمان نزدیک را به وجود نور افکنهایی آراستیم.
"و لقد زینا السماء الدنیا بمصابیح" ما آسمان نزدیک را بوسیله چراغهایی تزیین کردیم.
"انا زینا السماء الدنیا بزینه الکواکب" ما آسمان نزدیک را به زیور ستارگان آرایش دادیم.
منظور قرآن کریم از این تذکرات این است که نوجه مردم را به شگفتی های این کاخ باعظمت جلب کند و افکار آنان را برای درک اسرار فضا و ستارگانی که در این اقیانوس پهناور شناور می باشند بکار بیندازد.
سخنی از امام محمد باقر(ع):
حضرت امام محمد باقر (ع) می فرمایند: ((در نخست همه چیز آب بوده، و عرش الهی بر آن آب بوده، خداوندانفجار و اشتعالی در آب پدیدار فرموده، آنگاه شعله و زبانه اش را خاموش کرد. در آن حال ((دخان)) دود گازی پدیدار گردید. از دود ان آسمانها را آفرید و از خاک آن زمین را خلق کرد. ))
این خبر آسمانی 14 قرن پیش با تحقیقات امروزی که زمین و آسمان را از اثر یک انفجار در ماده نخستین آن پدیدار گردیده منطبق است.
اخبار
دیگری نیز مشابه آن در دست است، اما تحقیقاً آب به صورت موجود، قابل شرب
بشر نبوده است. آن آب دارای 95% اکسید ازت و 5%دی اکسید ازت بوده است.
قسمتی از آن قابل حل نیست مگر با جریان برق بسیار قوی. لذا در قرآن و در
سوره احقاف به این حقیقت اشاره فرموده است که آن آب که نخست خلق فرموده
مواد غیر قابل حل آن را با رعد و برق های قویی حل کرد و آب را گسترش داد
تا از لطایف آن آسمانها را و از ثبوت آن زمین را آفرید و پس از خلقت بشر
آب را به این ترکیب کنونی برای استفاده مواد و موالید آفرید و رایگان
فرمود.
برای خواندن تمام مبحث "نجوم در قر آن"به بخش مو ضوع نجوم در قر آن بروید.
«وَالشَّمس تَجری لِمُستَقَر لَها ذلِکَ تَقدیر العَزیز العَلیم[1]»
وخورشید (نیز برای آنها آیتی است) كه پیوسته به سوی قرارگاهش در حركت است. این تقدیر خداوند قادرو داناست.
این آیه بوضوح حركت خورشید را بطور مستمر بیان میكند اما در اینكه منظور از این حركت چیست، مفسّران بحثهای فراوان دارند.
گروهی آنرا اشاره به حركت ظاهری خورشید برگرد زمین میدانند كه این حركت تا پایان عمر خورشید (قرارگاه) ادامه دارد.
بعضی دیگر آنرا اشاره به میل خورشید در تابستان و زمستان به سوی شمال و جنوب زمین دانستهاند؛ زیرا میدانیم خورشید از آغاز بهار از خط اعتدالی به سوی شمال متمایل میشود و تا مدار 23 درجه شمالی پیش میرود و از آغاز تابستان به عقب باز میگردد تا در آغاز پائیز باز به خط اعتدالی میرسد و همین خط سیر را تا آغاز زمستان به سوی جنوب ادامه میدهد و از آغاز زمستان بسوی خط اعتدال حركت میكند و در آغاز بهار به آن میرسد. البته تمام این حركات در واقع ناشی از حركت زمین و تمایل محور آن نسبت به سطح مدارش میباشد هرچند در ظاهر و از دید ناظر زمینی، مربوط به حركت خود آفتاب است.
بعضی دیگر آنرا اشاره به حركت وضعی آفتاب (كرهی خورشید) دانستهاند. زیرا همانطور که می دانیم خورشید به دور خود نیز گردش میكند.
معنی دیگر قرارگاه شاید همان مراحل عمر خورشید باشد؛ چون همانطور که خورشید در سحابی بوجود آمده در نهایت امر به یک سحابی تبدیل خواهد شد.
آخرین و جدیدترین تفسیر برای آیهی فوق این است که حركت خورشید با مجموعهی منظومه شمسی در وسط كهكشان ما به سوی یك سمت معین و ستارهی دور دستی كه آنرا ستاره «وگا» نامیدهاند میباشد.
در تعبیرات این آیه اشارهی است پرمعنی به نظام سال شمسی كه از حركت خورشید در برجها حاصل میگردد. نظامی كه به زندگی بشر نظم و برنامه میدهد و جنبههای مختلف آنرا تنظیم میكند.
«وَالقَمَر قَدَّرْناهُ مَنَازِلَ حَتَّی عادَ كَالعُرجُونِ القَدِیم[2]»
و برای ماه منزل گاههایی قرار دادیم (و به هنگامی كه این منازل را طی كرد) سرانجام بصورت شاخهی كهنه (قوسی شكل و زرد رنگ) خرما در میآید.
منظور از منازل همان منزلگاههای بیست و هشت گانهای است كه ماه قبل از «محاق» و تاریكی مطلق طی میكند. زیرا هنگامیكه ماه، سی روز تمام باشد تا شب بیست و هشتم در آسمان قابل رؤیت است ولی در شب بیست و هشتم بصورت هلال بسیار باریك زرد رنگ و كم نور و كم فروغ در میآید و در دو شب باقیمانده قابل رؤیت نیست كه آنرا «محاق» مینامند البته در ماههایی كه بیست و نه روز است تا شب بیست و هفتم معمولاً ماه در آسمان دیده میشود و در دو شب باقیمانده محاق است. این منزلگاهها كاملاً دقیق و حساب شده است بطوریكه منجمان از صدها سال قبل میتوانند طبق محاسبات دقیقی كه دارند، آنرا پیش بینی كنند.
در آغاز ماه نوكهای هلال رو به طرف راست و یا بالا است و تدریجاً بر حجم ماه افزوده میشوده تا هفتم كه نیمی از دایرهی كامل ماه آشكار میشود و باز بر آن افزوده میشود تا چهاردهم كه بصورت بدر كامل میشود. تا بیست و یكم كه باز به صورت نیمدایره در میآید، همچنین از آن كاسته میشود تا شب بیست و هشتم كه بصورت هلال ضعیف كمرنگی در میآید كه نوكهای آن بطرف چپ و یا پایین است.
و از همین جا مفهوم تعبیر «كالعرجون القدیم» روشن میشود. زیرا «عرجون» بطوریكه غالب مفسران گفتهاند، آن قسمت از خوشهی خرماست كه به درخت اتصال دارد.
توضیح اینكه خرما بصورت خوشه بر درخت ظاهر میشود. پایهی این خوشه بصورت چوبی قوسی شكل و زرد رنگ است و نوك آن مانند جاروست و دانههای خرما همچون دانههای انگور به نخهای آن متصل اند. هنگامیكه خوشهی نخل را میبرند، آن پایهی قوسی شكل بر درخت باقی میماند كه وقتی می خشكد و پژمرده میشود، كاملاً به هلال قبل از محاق میماند. زیرا همانگونه كه هلال آخر ماه كه در جانب شرق آسمان نزدیك صبحگاهان ظاهر میشود خمیده و پژمرده و زرد رنگ است. عرجون قدیم نیز همینطور است و توصیف آن به قدیم اشاره به كهنگی آن است زیرا هر قدر این شاخة كهنهتر میشوند، باریكتر و پژمردهتر و رنگ پریدهتر میشوند وشباهت بیشتری به هلال آخر ماه پیدا میكنند.-
«الا مَنْ خَطِفَ الْخَطفَةَ فَاَتبَعهُ شهابٌ ثاقِب[3]»
مگر آنهایی كه در لحظهی كوتاه برای استراق سمع به آسمان نزدیك میشوند كه شهاب ثاقب آنها را تعقیب میكند.
در آیههای قبلی این سوره توضیح میدهد كه «آسمان را با ستارگان تزئین كردیم و آنرا از هر شیطان خبیثی حفظ كردیم و آنها نمیتوانند به سخنان فرشتگان عالم بالا گوش فرا دهند و هرگاه چنین بخواهند از هر سو هدف تیرها قرار میگیرند؛ آنها به شدت به عقب رانده میشوند و برای آنها عذاب دائم است.
«خطفه» یعنی چیزی را به سرعت ربودن
«شهاب» در اصل به معنی شعلهای است كه از آتش افروخته زبانه میكشد و به شعلههای آتشینی كه در آسمان بصورت خط ممتد دیده میشود نیز میگویند. میدانیم اینها ستاره نیستند بلكه شبیه ستارگان هستند. در واقع آنها قطعه سنگهای كوچكی هستند كه در فضا پراكندهاند و هنگامیكه در حوزه جاذبه زمین قرار گیرند به سوی زمین جذب شوند و بر اثر سرعت و شدت برخورد آنها با هوای اطراف زمین (جو) مشتعل و برافروخته میشوند.
«ثاقب» به معنی نافذ و سوراخ كننده است گوئی بر اثر نور شدید صفحه چشم را سوراخ كرده و به درون چشم انسان نفوذ میكند و در اینجا اشاره به این است كه به هر موجودی اثابت كند آنرا سوراخ كرده و آتش میزند.
به این ترتیب دو گونه مانع در برابر نفوذ شیاطین به صحنهی آسمان وجود دارد:
مانع اول طرد از هر جانب است كه ظاهراً آن نیز بوسیله «شب» صورت میگیرد.
مانع دوم عبارتست از نوع خاصی از شهاب كه «شهاب ثاقب» نامیده میشود و در انتظار آنهاست كه گاه و بیگاه خود را به ملأ اعلی برای استراق سمع نزدیك میكنند و مورد اصابت آنها قرار میگیرند.
نظیر همین آیه در آیات 17 و 18 سورهی حجر و در آیهی 5 سورهی ملک آمده است که این آیات را نیز مورد بررسی قرار خواهیم داد.
«انّا زَیَّنا السَّماء الدُّنیاء بِزینه الكَواكِب[4]»
ما آسمان پائین را با ستارگان تزئین كردیم.
در این آیه میگوید «آسمان پائین را با كواكب تزئین كردیم» در حالیكه فرضیهای كه در آن زمان بر افكار دانشمندان حاكم بود میگفت فقط آسمان بالا، آسمان ستارگان ثابت است (آسمان هشتم طبق فرضیه بطلیموس) ولی چنانكه میدانیم بطلان این فرضیه اثبات شده و عدم پیروی قرآن از فرضیه نادرست مشهور آن زمان خود معجزه زندهای از این كتاب آسمانی است.
نكته جالب دیگر اینكه از نظر علم امروز مسلم است كه چشمك زدن زیبای ستارگان بخاطر قشر هوایی است كه اطراف زمین را فرا گرفته و آنها را به این كار، وا میدارد و این، با تعبیر «السماء الدنیا» (آسمان پائین) بسیار مناسب است اما در بیرون جو زمین، ستارگان خیره خیره نگاه میكنند و فاقد تلألو هستند.
«وَالشَّمس وَ ضُحها وَ القَمَر اِذا تَلها[5]»
به خورشید و گسترش نور آن سوگند و به ماه در آن هنگام كه بعد از آن در آید
«خورشید» مهمترین و سازندهترین نقش را در زندگی انسان و تمام موجودات زنده زمینی دارد. علاوه بر اینكه منبع نور و حرارت است و این دو از عوامل اصلی زندگی انسان به شمار میروند، منابع دیگر حیاتی نیز از آن مایه میگیرند. وزش بادها، نزول بارانها، پرورش گیاهان، حركت رودخانهها و آبشارها و حتی پدید آمدن منابع انرژی را همچون نفت و زغال سنگ هركدام اگر درست دقت كنیم، بصورتی با نور آفتاب ارتباط دارد. بطوریكه اگر روزی این چراغ حیاتبخش خاموش گردد، تاریكی و سكوت و مرگ همه جا را فرا میگیرد.
«ضحی» در اصل به معنی گسترش نور آفتاب است و این در هنگام است كه خورشید از افق بالا بیاید و نور آن همه جا را فر گیرد. سپس به آن موقع از روز «ضحی» گفته میشود.
در آیهی بعد به ماه قسم میخورد هنگامی كه پشت سر خورشید در آید. چنانكه بعضی از مفسران اعلام كردهاند اشاره دارد به ماه در هنگام بدر كامل؛ یعنی شب چهارده. زیرا ماه در شب چهاردهم تقریباً مقارن غروب آفتاب سر از افق مشرق بر میدارد و چهرهی پر فروغ خود را ظاهر میكند و سلطهی خویش را بر آسمان تثبیت میكند و چون از هر زمان جالب تر و پرشكوهتر است، به آن سوگند یاد شده.
«النَّجمُ الثّاقِبُ[6]»
ستاره ای درخشان است
در ابتدای سوره میگوید (و السماء و الطارق) قسم به آسمان و كوبندهی شب. در این آیه طارق را تفسیر میكند و میگوید این مسافر شبانه همان ستارهی درخشانی است كه بر آسمان ظاهر میشود و بقدری بلند است گویی میخواهد سقف آسمان را بشكافد و سوراخ كند. و نورش بقدری خیره كننده است كه تاریكیها را میشكافد و به درون چشم آدمی نفوذ میكند. (ثقب به معنی سوراخ كردن) در اینكه آیا منظور ستارهی معینی است مانند ستارهی ثریا (از نظر بلندی و دوری در آسمان) یا ستارهی زحل یا شهاب (از نظر روشنایی خیره كننده) و یا اشاره به همهی ستارگان است، تفسیرهای متعددی وجود دارد.
ولی با توجه به اینكه در آیهی بعدی آنرا به نجم ثاقب تفسیر كرده، معلوم میشود منظور هر ستارهای نیست. بلكه ستارگان درخشانی است كه نور آنها پردههای ظلمت را میشكافد و در چشم آدمی نفوذ میكند. در بعضی از روایات «النجم الثاقب» به ستارهی زحل تفسیر شده كه از سیارات منظومه شمسی و بسیار پرفروغ و نورانی است. این معنی از حدیثی از امام صادق (ع) نقل شده كه در آن منجمی از حضرت سؤال كرد كه منظور از «ثاقب» در این آیه چیست؟ فرمود ستاره(سیاره)ی زحل است كه طلوعش در آسمان هفتم است و نورش آسمانها را میشكافد و به آسمان پائین میرسد. لذا خداوند آنرا «نجم ثاقب» نامیده.
قابل توجه آنكه زحل آخرین و دورترین ستارهی منظومهی شمسی است كه با چشم غیرمسلح دیده میشود و از آنجا كه از نظر ترتیببندی كواكب منظومهی شمسی نسبت به خورشید در هفتمین مدار قرار گرفته، امام (ع) در این حدیث مدار آنرا آسمان هفتم شمرده. این ستاره(سیاره) ویژگیهایی دارد كه آنرا شایستهی سوگند میكند. از یكسو دورترین ستارگان قابل مشاهدهی منظومه شمسی است و به همین جهت در ادبیات عرب گاه آنرا«شیخ النجوم» نیز مینامند. ستارهی زحل كه نام فارسی آن كیوان است دارای حلقههای نورانی متعددی است كه آنرا احاطه كرده است. حلقههای نورانی زحل كه گرداگرد آنرا فرا گرفته از عجیبترین پدیدههای آسمانی است كه دانشمندان نجوم، دربارهی آن نظرات گوناگونی دارند و هنوز هم پدیدهی اسرار آمیزی است.
((ءَأَنتُم أَشَدُّ خَلقاً أَمِ السماءُ بنئها* رَفَعَ سَمکَها فَسَوّئها* وَ أَغطَشَ لَیلَها وَ ءأخرَجَ ضُحئها[7]))
آیا آفرینش شما مشکل تر است یا منظومه شمسی؟جوانب آن را بهم آورده غلظت آنرا بالا برد و آنرا ساخت و شب و روز را برای آن درست کرد!
واژه «سَـمْـک» به معنی: غـلظت و تراکم و کـلـفــتیِ بهـم برآمده است. یعنی جمع و جور و کلفـت و متراکم شده. و واژه «رَفَعَ» در آیه نیز به معنی: "بالا بردن و افزایش دادن" است که از معانی آن است.
((بَدیعُ السَّماوات و الأَرض[8]))
زمین و سیارات را نوآوری نمود.
نکات دو آیه بالا:
1. بالا بردن غلظت منظومه شمسی و درست کردن آن.
2. مرده بودن و دوباره پا گرفتن منظومه شمسی.
3. درست کردن شب و روز برای منظومه شمسی.